X
تبلیغات
زندگی حس غریبی است که یک مرغ مهاجر دارد
اياك نعبد در دهان

 

در دل هواي ديگران!!

+ نوشته شده در شنبه 28 فروردین1389ساعت 17:20 توسط زلال |


اينجا جاي خوبي براي نوشتن است.

 

براي تو، براي گفتن از تو،

 

گرچه اينجا رو اين محيط مجازي رو دوست نداري

 

اومدم اينجا تا بنويسم با تمام وجود از داشتنت و از بودن در كنارت خوشحالم.

 

تو بزرگترين نعمتي هستي كه خدا به من داده

 

همسر من!

 

بي انتها و تا هميشه دوستت دارم

 

يادت هست مثبت بي نهايت

+ نوشته شده در سه شنبه 3 شهریور1388ساعت 13:24 توسط زلال |



20 كليد طلايي براي زناني كه خواهان ارتباط موفق با شوهر خود هستند!

1 - همسرتان را به عنوان يك مرد بپذيريد و براي شناخت دنياي مردانه او دانش و آگاهي خود را افزايش دهيد.

2 - همسر خود را به چشم يك شي‌ء مسؤول ننگريد. بلكه به شخصيت وجودي او احترام بگذاريد.


3 - جنبه يا بخش‌هايي از شخصيت شوهرتان را كه باعث تمايز او از سايرين مي‌شود مورد توجه و تحسين قرار دهيد.

4- براي اين كه همسرتان با شما روراست باشد سعي كنيد او را درك كرده و براي افكار و احساساتش ارزش قايل شويد. اگر حرف‌ها و گفته‌هاي او مطابق ميل شما نيست از خود واكنش تند نشان ندهيد زيرا به اين وسيله بذر بي‌اعتمادي در زندگي خود مي‌كاريد.

5 - وقتي همسرتان با شما درد دل مي‌كند و راز دلش را با شما در ميان مي‌گذارد، احساساتش را بپذيريد و به او نگوييد كه اسرار درونش ناخوشايند و بي‌رحمانه است‌.

6 - به طور مداوم از شوهرتان انتقاد نكنيد زيرا انتقاد پياپي باعث مي‌شود كه شوهرتان از شما فاصله بگيرد.

7 - او را به درك نكردن‌، عدم صميميت و بي‌احساس بودن متهم نكنيد. زيرا او درك كردن‌، صميميت و با احساس بودن را به شيوه مردانه نشان مي‌دهد.

8 - نيازهاي واقعي شوهرتان را دريابيد. اين امر اتفاق نمي‌افتد مگر اين كه همسرتان اين نيازها را باز گويد و به همين جهت در مواقع مناسب با لحن ملايم در مورد نيازهايش از وي سؤال كرده و ديدگاههاي واقعي وي را نسبت به خود و زندگي‌تان دريابيد و در نهايت جوابي را كه شوهرتان مي‌دهد بدون انتقاد و جبهه‌گيري بپذيريد.

9 - زماني كه همسرتان با شما صحبت مي‌كند به دقت به حرفهاي او گوش فرا دهيد زيرا عدم توجه شما به گفته‌هاي او عدم علاقة شما را نشان مي‌دهد.

10 - هيچ وقت از كارهايي كه همسرتان براي جلب محبت شما انجام مي‌دهد انتقاد نكنيد براي مثال وقتي او به شما محبت مي‌كند، آن را بيش از اندازه لوس ندانيد او به شيوة خود ابراز محبت مي‌كند.

11 - او را به شيوه خودتان دوست نداشته باشيد بلكه به وجود او نيز اهميت بدهيد. به عنوان مثال اگر در سالگرد ازدواج‌تان‌، هديه‌اي به او مي‌دهيد سعي كنيد از قبل در مورد هدية مورد علاقه‌اش اطلاعاتي به دست آوريد.

12 - از همسر خود انتظار نداشته باشيد كه با تمامي طرح‌ها و ايده‌ها و افكار شما موافق باشد و آنها را تحسين كند. واقع بين باشيد و به او اجازه دهيد كه نظرش را هر چند كه برخلاف ميل شما باشد، بيان نماييد.

13 - اصرار زيادي براي جلب محبت همسرتان نداشته باشيد و اين نكته را زماني كه وي عصباني است بيشتر مراعات كنيد. در بسياري اوقات حالت روحي او براي ابراز محبت به شما مناسب نيست و اصرار زياد شما منجر به مخالفت شديد او مي‌شود.

14 - براي همسر خود نقش يك زن حساس و شكننده را بازي نكنيد. زيرا اين حالت شما باعث مي‌شود كه همسرتان فكر كند شما ضعيف و بي طاقتيد و اگر چيزي بگويد باعث رنجش‌تان مي‌شود. بنابراين سعي مي‌كند كه ارتباط كلامي كمتري داشته باشد و همين امر باعث ناراحتي شما مي‌گردد.

15 - سعي كنيد كه در ارتباط با همسرتان همواره هويت خود را به عنوان يك زن و همسر حفظ كنيد. زني كه توجه به روابطش به قيمت از دست دادن هويتش تمام شود به خود و روابطش صدمه مي‌زند. زيرا اين مسئله باعث مي‌شود كه وي خود را بخشنده‌تر و دوست داشتني‌تر از شوهرش ببيند و فكر كند كه همسرش بي‌نهايت خودخواه و ناسپاس است‌. مردها با زني به عنوان همسر در ارتباط دايمي باقي خواهند ماند كه هويت مستقل و قوي خود را حفظ كند.

16 - اگر احساس مي‌كنيد كه در روابط خود با همسرتان از عزت نفس پاييني برخورداريد و ميل داريد كه او را واداريد تا در اين زمينه به شما كمك كند كه از احساس خوبي برخوردار شويد اشتباه مي‌كنيد. اين مسئله مشكل شماست شخصاً روي آن كار كنيد و در صورت لزوم از يك روان‌شناس كمك بخواهيد.

17 - زماني كه همسرتان از فشار عصبي رنج مي‌برد سعي نكنيد از لحاظ احساسي به او نزديك شويد. زيرا اگر براي صميميت و نزديك شدن به او فشار آوريد فقط او را عصباني‌تر كرده و از خود دور مي‌كنيد. زماني كه استرس او كم شود به حالت عادي خودش بر مي‌گردد.

18 - در زندگي زناشويي خويش سعي كنيد خود را مسؤول خوشبختي خود بدانيد. زني كه مسؤوليت خوشبختي زندگي مشترك را فقط بر عهده شوهرش مي‌گذارد يك همسر آزرده و افسرده به بار مي‌آورد.

19 - او را به دوست نداشتن و گريزان بودن از همسر و زندگي متهم نكنيد. زيرا وي اعتقاد دارد كه شريك زندگي‌اش را دوست دارد و از او گريزان نيست ولي به نظرش او را متهم به چيزي مي‌كنيد كه در موردش صدق نمي‌كند و اين مسئله موجب كدورت در روابط مي‌شود.

20 - وقتي شما در مي‌يابيد كه در ايجاد مشكلات زندگي خود سهم داشته‌ايد و آن را به همسرتان بگوييد عشق و محبت بار ديگر در زندگي‌تان شكوفا مي‌شود. زيرا بعد از آن همسرتان نيز سهم خود را مي‌پذيرد و با كمك شما درصدد رفع مشكل بر مي‌آيد

 

+ نوشته شده در شنبه 27 تیر1388ساعت 12:25 توسط زلال |


 

 بسیاری از بگومگوها و مشاجرات خانوادگی ناشی از درست صحبت نکردن و عدم توانایی در رساندن مفهوم و منظور افراد است.

در این مقاله به بررسی 6 قانون ارتباطی اشاره خواهیم کرد :

برای کاستن از این مشاجرات متخصصین آموزش‌های مهارت‌های ارتباطی، تدابیری برای برقراری ارتباط مناسب تدوین کرده‌اند که به خلاصه‌ای از آنها اشاره می‌کنیم:

قانون ارتباطی 1:

به جای «تو و شما» جملات خود را با من شروع کنید.



قانون ارتباطی 2:

تا جایی که امکان دارد از کلمات «همیشه و هرگز» استفاده نکنید. مثل اینکه می‌گویید: «هیچ‌وقت دست به سیاه و سفید نمی‌زنی» واژه‌های «هرگز و همیشه» بیش از اندازه قدرتمند هستند و بی‌آنکه لازم باشد طرف مقابل را خشمگین می‌سازند، از این گذشته بسیار ضعیف هستند، زیرا به راحتی می‌توان در مقام تکذیب آن حرف زد، البته مردم وقتی از این کلمات استفاده می‌کنند، می‌خواهند بگویند از این موضوع به شدت ناراحت هستند و بیشتر قصد تاکید دارند و می‌خواهند مطمئن شوند که طرف مقابلشان متوجه موضوع شده است. ولی نمی‌دانند کسی که فقط دو سه بار اشتباهی را مرتکب شده است چقدر از این موضوع ناراحت می‌شود.



قانون ارتباطی 3:

رشته‌ کلام همسرتان را پاره نکنید. در هنگام صحبت کردن بگذارید همسرتان حرفش را کاملا بزند. زمانی‌که صحبتش را قطع می‌کنید وی را عصبانی می‌کنید و به او این احساس را می‌دهید که کسی به حرف شما گوش نمی‌کند و برای آن ارزشی قائل نیست. از آنجائیکه اجازه نداده‌اید جمله‌اش تمام شود، ممکن است نتیجه‌گیری شتاب زده و غیر واقعی بکنید.



ممکن است هر چقدر تلاش کنید نتوانید این رفتار خود را کنترل نمائید در این شرایط بهتر است بگویید «نوبت صحبت به من هم بده زیرا به نظر می‌رسد حرف‌های غیر منصفانه می‌زنی ولی خواب ادامه بده» و یا اینکه بگویید :«می‌دانم نباید صحبت را قطع کنم ولی می‌خواهم بدانی غیر منصفانه قضاوت می‌کنی» در این شرایط گوینده به اندازه ی کافی اعتراض خود را بیان می‌کند و احساس خود را نیز مطرح می‌سازد و در موقعیتی قرار می‌گیرد که بتواند پایان سخن همسرش را بشنود. در عین حال اعتراض به اندازه ی کافی کوتاه است و طرف مقابل را عصبانی نمی‌کند و می‌تواند به حرف زدن ادامه دهد.



قانون ارتباطی 4:

حرف همسرتان را به زبان خود خلاصه کنید «دانیل بی‌وایل»، یکی از متخصصین مهارت‌های ارتباطی می‌گوید وقتی همسرتان سعی دارد احساسش را با شما در میان بگذارد سعی کنید سخن او را با عبارات خود خلاصه کنید تا بدانید منظور او را فهمیده‌اید و بعد از او سوال کنید آیا درست می‌گویم. در این شرایط هر دو به حرف‌های یکدیگر گوش فرا می‌دهند.

قانون خلاصه کردن مبتنی بر یک فراست مهم است و تلاشی است تا طرفین ازدواج وقتی حرف‌های یکدیگر را خلاصه نمی‌کنند آن را بفهمند. سعی کنیم از این قانون سود ببریم و بپذیریم که گوش دادن به حرف‌های همسر از اهمیت ویژه‌ای برخوردار است.


قانون ارتباطی 5:

از ذهن خوانی پرهیز کنید. ذهن خوانی یکی از خطاهای ارتباطی است، یعنی شما برداشت‌های خود را به دیگران نسبت می‌دهید، تصور می‌کنید مردم چگونه فکر می‌کنند، چه احساسی دارند و چه می‌خواهند بکنند. ذهن خوانی می‌تواند کاملا تحریک کننده و خشم برانگیز باشد عباراتی از قبیل:

«تو می‌خواستی مرا مجازات کنی»

«تو دوستان مرا نمی‌پسندی»

«تو از مسئولیت فرار می‌کنی»

می‌خواستی کاری بکنی که من احساس گناه بکنم»


عباراتی از این قبیل می‌تواند مانع گفتگوی منطقی شود. اشخاص دوست ندارند که دیگران درباره ی احساسات و علائق آنها به حدس و گمان متوسل شوند، به خصوص حدس اشتباه آنها را به شدت ناراحت می‌کند و این اتفاقی است که اغلب روی می‌دهد. ذهن خوانی ممکن است یک بیان ناقص باشد که از آن برای پی بردن به همه ی مطالب استفاده کنید. توجه داشته باشید که گاه «ذهن خوانی» مبین ترس شماست که به شکل اظهارنظر درباره ی احساسات و انگیزه‌های دیگران متجلی می‌شود.


برگرفته شده از :parsiteb.com

+ نوشته شده در سه شنبه 16 تیر1388ساعت 10:43 توسط زلال |


 

عشق هرجا رو کند آنجا خوش است


گر به دریا افکند دریا خوش است


گر بسوزاند در آتش دلکش است


ای خوشا آن دل که در این آتش است

                                                          «فریدون مشیری»

پی نوشت:زندگی خوشی و ناخوشی را با هم دارد. بعضی آدمها توان مقابله با ناخوشی ها را دارند.

بعضی نه!

و آن بعضی دوم بهتر است از آن بعضی اول یاد بگیرند.

خیلی خوبه که با آدمی از سنخ اول زندگی کنید!

+ نوشته شده در چهارشنبه 20 خرداد1388ساعت 8:49 توسط زلال |


 

روزها و لحظات شیرینی است که دوام این شیرینی به خود ما بستگی دارد.

امیدوارم که این روزهای شیرین را همه تجربه کنند. 

پی نوشت: فروغ میگه این حلقه(حلقه ازدواج) حلقه بردگی و بندگی است اما من میگم با یک انتخاب درست این حلقه حلقه ی عشق و محبت است.

+ نوشته شده در دوشنبه 28 اردیبهشت1388ساعت 8:30 توسط زلال |


 

گفتم: ملاك خوشبختي چيست؟ گفت: من ميگم دوست داشتن!

گفتم: بهش فكر نكرده بودم!

 پي نوشت: ترسم را دريافت. نگرانيم را فهميد! گفت نگراني! توكل كن به خدا!

به من اعتماد كن پشيمان نخواهي شد!

و من اعتماد كردم!

+ نوشته شده در شنبه 19 اردیبهشت1388ساعت 8:39 توسط زلال |


زينب زني است كه وقتي حسين به سوي مرگ هجرت مي كند و انقلاب شگفت خويش را تصميم مي گيرد، شويش را طلاق مي‌گويد! تا براي اسارت در راه جهاد، آزاد باشد، هر شهيدي از خاندانش بر خاك مي افتاد، همچون بازي پريشان، از خيمه بيرون مي‌پريد و شيون كنان بر سرش مي‌نشست و به درد مي‌ناليد و بر او مرثيه مي‌گفت، هنگامي كه دو فرزند خويش _ كه آنان را بر قربانگاه آورده بود _ به خاك افتادند، باز همه‌ي چشم ها به خيمه‌ي زينب دوخته شد، اما خيمه اين بار ساكت ماند.حتي صداي پاي اشكي بر گونه‌اي بر نخاست!

در زنجير اسارت و در بازگشت از قتلگاه همه‌ي خاندانش، فريادهاي علي وارش بر سر شهرهاي دژخيمان و كاخ هاي جلادان ، هنوز در گوش تاريخ طنين افكن است و زمين را در زير پاي ستمكاران مي لرزاند.

                                                       «نيايش«

                                                                « دكتر شريعتي»

 

پي نوشت 1:ميلاد حضرت زينب، پيامبر انقلاب حسين،مبارك!

پي نوشت 2: زينب براي ما زيباترين و برترين الگوست. اما همچون ساير الگوهاي مذهبي مان ناشناخته و غريب مانده است!

+ نوشته شده در چهارشنبه 9 اردیبهشت1388ساعت 9:16 توسط زلال |


همانطور كه امروزه پي برده ايم با واكسن زدن مي توانيم از بيماري ها و مرگ اجتناب كنيم، همانطور هم دريافته ايم كه زنان حيواناتي آماده ي جفت گيري نيستند و وفاداري شان را بايد از طريق بذل اطمينان و عشق بدست آورد، نه رسوم زمان بربريت. زمان آن رسيده كه رسوم رنج آور گذشته را پشت سر بگذاريم.

حس مي‌كنم خدا بدن مرا كامل آفريده اما مردان مرا غارت كردند، قدرتم را گرفتند و از من موجود عليلي ساختند.

من دعا مي كنم كه هيچ زني اين رنج را تجربه نكند و اين كار رسمي باشد متعلق به گذشته. تا اين كه اين دنيا براي زنان جاي امني شود. چه روز خوشي خواهد بود آن روز و آن هدفي است كه من برايش تلاش مي كنم. انشاءالله اگر خدا بخواهد اتفاق خواهد افتاد.

                                                               «واريس ديري»

پی نوشت ۱:گل صحرا نوشته ی واریس دیری از اون کتابهایی بود که اونقدر جذاب بود که بی وقفه تا آخر خوندمش!

پی نوشت ۲:کتاب  داستان زندگی عجیب واریس دیری است و قصه ی جهل مردمان!

پی نوشت۳: قصه ی جهل مردمان پایان ندارد؟!!!!

 

+ نوشته شده در شنبه 5 اردیبهشت1388ساعت 8:21 توسط زلال |


از خونه که میزنم بیرون زیر لب زمزمه میکنم! زمزمه های همیشگی که آرامشم را تضمین می کند. عجله می کنم تا به اتوبوس برسم. روی صندلی که می نشینم احساس گرما می کنم .از اونی که نزدیک پنجره است خواهش می کنم پنجره را تا انتها باز کند. اتوبوس هنوز حرکت نکرده، نگاهم به بیرون است؛ آن طرف خیابان چند پسر در حال حرف زدن و قهقهه خنده هستند، راستی هیچ کس آنها را به خاطر اینکه در خیابان بلند می خندند سرزنش نخواهد کرد.

اتوبوس حرکت می کند. دو تا راننده تاکسی در حال دعوا هستند و تلافی کمبود مسافر را توی دل هم در می آورند. مردم در حال تماشای آنها هستند و یکی دو نفر هم سعی دارند آنها را از هم جدا کنند.

تابلوی روبروی خیابان توی چشمم میخورد:"زمستان را تحقیر نکن! بهار هر چه دارد از زمستان است."

با سرعت گرفتن اتوبوس باد از پنجره ی اتوبوس توی صورتم می خورد. یک نفر کنار من نشسته که با دستمال دهانش را گرفته و از دیگری میخواهد که پنجره را ببندد و او این کار را می کند و به من نگاهی انداخته و می خندد و من هم !

می گوید عذر میخوام لثه ها و دندونهام مشکل دارن نباید سرد بشن. با خنده میگم ایرادی نداره و سر حرف را باز میکنم. میگم چی شده؟ عصب کشی کردین؟ توضیح می ده! و بعد از بدی جنس دندوناش شکایت میکنه. میگه تا به حال بیش از یک میلیون خرج دندونهام کردن، تازه با بیمه. خدمات دندونپزشکی خیلی گرون هستن. بهش میگم از این بابت من شانس آوردم ،جنس دندونهام خیلی خوبه و من سرو کاری با دندونپزشکی ندارم!

یک نفر دیگه اون طرف روی صندلی روبرویی در حال تعریف کردن وضعیت یک نوزاد است همه گوشها به سمتش تیز شده:

"بچه زردی داشت، باید توی بیمارستان می ماند اما پدرش اصرار داشت که ببرتش خونه و وقتی آوردش بچه با وجود اینکه عمل شد اما مرد! پدرش به شدت گریه میکرد اما مادرش سکوت کرده بود. سکوتی سرد و سنگین با چشمهایش با همه خطوط چهره اش به شوهرش فحش میداد و انگار میگفت تو مقصر بودی! 9 ماه زحمت کشیده بود بیخود!

رسیدیم به ایستگاه آخر . دختر جوانی با چهره ای عجیب توی شیشه ی ماشینی در حال چک کردن زیبایی مصنوعی اش است تا مبادا خدشه ای به آن وارد شود!

اذان نزدیک است ...

 

+ نوشته شده در شنبه 29 فروردین1388ساعت 8:13 توسط زلال |