چترها را باید بست،
زیر باران باید رفت،
فکر را، خاطره را زیر باران باید برد
با همه مردم شهر زیر باران باید رفت
دوست را زیر باران باید دید
عشق را زیر باران باید جست
زیر باران باید بازی کرد
زیر باران باید چیز نوشت،حرف زد، نیلوفر کاشت...
چقدر دلم برای باران تنگ شده، کاش باران ببارد .حتی برای چند دقیقه حتی چند قطره، تا من تازه شدن را تجربه کنم، زندگی را تجربه کنم، بودنی با دلیل را تجربه کنم، تا من هستی را بفهمم!
کاش باران ببارد تا من مستانه بروم توی حیاط دستانم را باز کنم سرم را بالا بگیرم و قطره های مهربان باران صورتم را ببوسد، موهایم را نوازش کند. چه بوسه های عاشقانهای، چه نوازشهای لطیفی! آن لحظه دیگر دردی وجود ندارد؛ فقط هستی است و عشق!
چه لذتی از این بالاتر؟ از آسمان عشق می بارد این تمام زندگی است، این تمام خوشبختی است!
کاش باران ببارد...
باید چیزی دیگر باشد در پس این لحظهها،
در پس این تشویشها، هیاهوها
در پس این نفسها که هر لحظه بودن را به من پیشکش میکنند!
باید چیزی دیگر باشد در پس چهرهی آنچه زندگی مینامندش!
و هستی را حرکتی است که بیهوده نیست!
و من در این رازآلودگی سرشارم از هزار سوال بیجواب...
-بازم تویی چی شده؟
-مگه من هزار بار نگفتم وابستگی اشتباهه این دنیا پایدار نیست اگه به چیزی دل بستی باید ازش دل بکنی و دل کندن سخته پس از اول دل نبند که نخوای مصیبت بکشی؛ مگه شاعر نگفته هرچه نپاید دلبستگی نشاید! واسه کی گفته؟
-حالا چی شده؟
-حواست نیست تو دوباره وابسته شدی به یه وسیله یه ابزار!
-دقت نکردم!
-آره دیگه حواست نیست وقتی به یه چیزی وابسته میشی و خیلی دوستش داری اون خدات میشه اونوقت اونو میپرستی اونوقت تو مشرکی میفهمی؟
-آدمو میترسونی!
-کارم اینه. این دلبستگی میتونه به هرچیزی باشه خانواده، دوستان، شهری که توش زندگی میکنی، موبایلت، ساعت مچی ات، مد، زیورآلات، پول و هرچیز دیگه! توباید اینو ملکهی ذهنت کنی که به هیچ چیز نباید دل بست وابسته شد چون هیچ چیز پایدار نیست.
-اینا که گفتی من فقط به چندتاش وابسته بودم اونم خیلی زود فهمیدم دارم اشتباه میکنم و جدا شدم. بقیه شو اصلا!
مثلا کلی آدم هست که خداشون موبایلشونه تو دیدی من به این بیچاره محل بدم؟ ساعت مچی ام که چند ماهه خرابه هنوز درستش نکردم!
آخرش چی شد رفت یواشکی با پسره صیغه شد من دو شبانه روز از دست این کارش خواب و خوراک نداشتم هر چی گفتم اشتباه کردی گفت نه! سه ماه بعد اومد گفت این پسره آدم نبود خوشم نیومد ولش کردم! حالا خوبه شوهرش بفهمه این قبلا صیغه کرده اونم بدون اینکه خانوادش بدونن سه طلاقش میکنه!
-غیبت بسه دیگه چرا از اصل بحث دور میشی! فعلا که باید از این وابستگی جدید رها بشی من برای خودت میگم اذیتت میکنه! دیگه بچه که نیستی 24 سالته من هر بار باید به تو گوشزد کنم و بگم مواظب باش دوباره داری وابسته میشی!
- من مثلا جوونما! حالا بماند که به قول یکی از دوستام ما هیچوقت مثل بقیه جوونا نبودیم وجوونی نکردیم.
آدم 60 ساله هست هنوز دودستی چسبیده به این دنیا و بی خیالش نمیشه هنوز داره مال جمع میکنه هرچی جمع میکنه سیر نمیشه اونوقت کلی آدم شبا سر گرسنه زمین میذارن .
اما خوب راست میگی وابستگی آزاردهنده است! اصلا چیزای این دنیا همش بعد از یه مدت دل آدمو میزنه! اولش آدم کلی ذوق داره که به یه چیزی برسه اما وقتی به دستش آورد براش یکنواخت میشه!
-خوب برای همین میگن دلبسته ی دنیا نشید!
آدما این حقیقت مهم رو درک نمیکنند هر روز به چیزی دل میبندند. آدمای زیادی هستند که تمام فکرشون به لباساشونه واینکه مدام تغییرش بدن از مد عقب نمونن، یه عده دیگه دنبال مدل مو هستند و هر روز منتظرن تا مدل جدیدی بیاد، یه عده دیگه عشق موبایلند و هرروز دنبال عوض کردن گوشی شون و خریدن گوشی جدید با امکانات بیشتر هستن!
عشق یه عدهی دیگه فیلمه و هنرپیشه ها. اونها رو میپرستن. بعضی دیگه عاشق خوانندههان! خودشون رو برای فلان خواننده هلاک میکنند به قول خودشون با صداش پرواز میکنند! عکسشو به در و دیوار میزنند و آرزوشون اینه که از نزدیک اونو ببینن!
بعضی دیگه عشق پولن دلشون میخواد فقط جمع کنند و! بعضی دیگه دنبال جنس مخالفن! همهی اینا نمیدونند که از زندگی چی میخوان وابستهی چیزهایی شدن که واقعا بیارزش و پوچه. حقیقت زندگی چیز دیگهایه اگر اونو درک کنند این چیزها خیلی حقیر میشه! حقیقت زندگی رو بفهم هستی!
-حرفاتو دوس دارم خیلی قشنگه به دل میشینه! بازم باهام حرف بزن...
سعی کن که دریابی مسافری آسمانی هستی وفقط برای لحظه ای کوتاه دراینجابه سرمی بری وسپس روانه دنیای بی نظیر میشوی ,فکرت رابه این زندگی کوتاه واین زمین کوچک محدودنکن ,عظمت روحی راکه دردرون توست به یادداشته باش...
ای محمد!
پیامبر بیداری و آزادی و قدرت!
در خانهی تو حریقی دامن گستر در گرفته است و در سرزمین تو، سیلی بنبان کن از غرب تاختن آورده است و خانوادهی تو دیری است که در بستر سیاه ذلت، به خواب رفته است. بر سرشان فریاد زن،بیدارشان کن!
******************************************
سرشت تو خدایی است، در حالی که تو از آن غافلی. اما فرقی نمیکند؛ آگاه یا غافل، بیدار یا خواب، تو الهی هستی. فردی که هم اکنون در خواب است لحظهای دیگر ممکن است بیدار شود. برای درک تمام آبهای زمین شناخت قطرهای آب کافی است. هر انسان، قطره شبنمی است چکیده از خداوند. چناچه بتوانی انسانی را بشناسی، که البته آسانترین و در دسترسترین انسان وجود خودت است، ناگهان معما حل میشود، در گشوده میگردد و در مییابی که تو قطرهای هستی از همان حقیقت غایی که در سراسر هستی منتشر گردیده است. پس از این دیگر نه مرگی وجود خواهد داشت، نه ترسی، نه حرصی و نه هوسی، و زندگیت سراسر آزادی، شادی و تبرک میگردد.


