تبليغاتX
زندگی حس غریبی است که یک مرغ مهاجر دارد

 

روزها و لحظات شیرینی است که دوام این شیرینی به خود ما بستگی دارد.

امیدوارم که این روزهای شیرین را همه تجربه کنند. 

پی نوشت: فروغ میگه این حلقه(حلقه ازدواج) حلقه بردگی و بندگی است اما من میگم با یک انتخاب درست این حلقه حلقه ی عشق و محبت است.

+ نوشته شده در دوشنبه 28 اردیبهشت1388ساعت 8:30 توسط زلال |


 

گفتم: ملاك خوشبختي چيست؟ گفت: من ميگم دوست داشتن!

گفتم: بهش فكر نكرده بودم!

 پي نوشت: ترسم را دريافت. نگرانيم را فهميد! گفت نگراني! توكل كن به خدا!

به من اعتماد كن پشيمان نخواهي شد!

و من اعتماد كردم!

+ نوشته شده در شنبه 19 اردیبهشت1388ساعت 8:39 توسط زلال |


زينب زني است كه وقتي حسين به سوي مرگ هجرت مي كند و انقلاب شگفت خويش را تصميم مي گيرد، شويش را طلاق مي‌گويد! تا براي اسارت در راه جهاد، آزاد باشد، هر شهيدي از خاندانش بر خاك مي افتاد، همچون بازي پريشان، از خيمه بيرون مي‌پريد و شيون كنان بر سرش مي‌نشست و به درد مي‌ناليد و بر او مرثيه مي‌گفت، هنگامي كه دو فرزند خويش _ كه آنان را بر قربانگاه آورده بود _ به خاك افتادند، باز همه‌ي چشم ها به خيمه‌ي زينب دوخته شد، اما خيمه اين بار ساكت ماند.حتي صداي پاي اشكي بر گونه‌اي بر نخاست!

در زنجير اسارت و در بازگشت از قتلگاه همه‌ي خاندانش، فريادهاي علي وارش بر سر شهرهاي دژخيمان و كاخ هاي جلادان ، هنوز در گوش تاريخ طنين افكن است و زمين را در زير پاي ستمكاران مي لرزاند.

                                                       «نيايش«

                                                                « دكتر شريعتي»

 

پي نوشت 1:ميلاد حضرت زينب، پيامبر انقلاب حسين،مبارك!

پي نوشت 2: زينب براي ما زيباترين و برترين الگوست. اما همچون ساير الگوهاي مذهبي مان ناشناخته و غريب مانده است!

+ نوشته شده در چهارشنبه 9 اردیبهشت1388ساعت 9:16 توسط زلال |


همانطور كه امروزه پي برده ايم با واكسن زدن مي توانيم از بيماري ها و مرگ اجتناب كنيم، همانطور هم دريافته ايم كه زنان حيواناتي آماده ي جفت گيري نيستند و وفاداري شان را بايد از طريق بذل اطمينان و عشق بدست آورد، نه رسوم زمان بربريت. زمان آن رسيده كه رسوم رنج آور گذشته را پشت سر بگذاريم.

حس مي‌كنم خدا بدن مرا كامل آفريده اما مردان مرا غارت كردند، قدرتم را گرفتند و از من موجود عليلي ساختند.

من دعا مي كنم كه هيچ زني اين رنج را تجربه نكند و اين كار رسمي باشد متعلق به گذشته. تا اين كه اين دنيا براي زنان جاي امني شود. چه روز خوشي خواهد بود آن روز و آن هدفي است كه من برايش تلاش مي كنم. انشاءالله اگر خدا بخواهد اتفاق خواهد افتاد.

                                                               «واريس ديري»

پی نوشت ۱:گل صحرا نوشته ی واریس دیری از اون کتابهایی بود که اونقدر جذاب بود که بی وقفه تا آخر خوندمش!

پی نوشت ۲:کتاب  داستان زندگی عجیب واریس دیری است و قصه ی جهل مردمان!

پی نوشت۳: قصه ی جهل مردمان پایان ندارد؟!!!!

 

+ نوشته شده در شنبه 5 اردیبهشت1388ساعت 8:21 توسط زلال |