تبليغاتX
زندگی حس غریبی است که یک مرغ مهاجر دارد - مترلینگ

نه تنها این دنیای بی پایان برای پیکر عظیم و نامحدود خود رنج و درد نمی خواهد، بلکه برای کوچکترین ذرات خویش هم خواهان درد و رنج نیست، زیرا وقتی که دنیای بزرگ ما نامحدود شد به واسطه ی نامحدودی دارای اندازه و مقیاس نبود؛ بزرگ و کوچک در نظر او یکی است و یک خورشید با عظمت با یک ذره ی کوچک فرق ندارد. اگر دنیا بخواهد یکی از ذرات کوچک خود را قرین درد و شکنجه نماید مثل این است که دنیاهای بزرگ خود را قرین بدبختی کند و وقتی که دنیاهای بزرگ خود را قرین بدبختی کرد  هستی خود را دچار عذاب و بدبختی کرده است.

                                                                  «موریس مترلینگ»

                                                              «جهان بزرگ و انسان»

 

 پ.ن1:اگر بگوئیم مترلینگ به منزله ی سقراط عصر حاضر است، سقراط را خیلی بزرگ و مترلینگ را کوچک کرده ایم.(برکسون)

پ.ن2: درد و رنج جزء لاینفک زندگی انسان است و از آن فراری نیست و هر کس به صورتی وجود آن را تفسیر میکند. اما حقیقتاً تفسیر مترلینگ جالب و تامل برانگیز است.

+ نوشته شده در شنبه 15 فروردین1388ساعت 8:52 توسط زلال |