
همانطور كه امروزه پي برده ايم با واكسن زدن مي توانيم از بيماري ها و مرگ اجتناب كنيم، همانطور هم دريافته ايم كه زنان حيواناتي آماده ي جفت گيري نيستند و وفاداري شان را بايد از طريق بذل اطمينان و عشق بدست آورد، نه رسوم زمان بربريت. زمان آن رسيده كه رسوم رنج آور گذشته را پشت سر بگذاريم.
حس ميكنم خدا بدن مرا كامل آفريده اما مردان مرا غارت كردند، قدرتم را گرفتند و از من موجود عليلي ساختند.
من دعا مي كنم كه هيچ زني اين رنج را تجربه نكند و اين كار رسمي باشد متعلق به گذشته. تا اين كه اين دنيا براي زنان جاي امني شود. چه روز خوشي خواهد بود آن روز و آن هدفي است كه من برايش تلاش مي كنم. انشاءالله اگر خدا بخواهد اتفاق خواهد افتاد.
«واريس ديري»
پی نوشت ۱:گل صحرا نوشته ی واریس دیری از اون کتابهایی بود که اونقدر جذاب بود که بی وقفه تا آخر خوندمش!
پی نوشت ۲:کتاب داستان زندگی عجیب واریس دیری است و قصه ی جهل مردمان!
پی نوشت۳: قصه ی جهل مردمان پایان ندارد؟!!!!


