تبليغاتX
زندگی حس غریبی است که یک مرغ مهاجر دارد - زینب بزرگ!

زينب زني است كه وقتي حسين به سوي مرگ هجرت مي كند و انقلاب شگفت خويش را تصميم مي گيرد، شويش را طلاق مي‌گويد! تا براي اسارت در راه جهاد، آزاد باشد، هر شهيدي از خاندانش بر خاك مي افتاد، همچون بازي پريشان، از خيمه بيرون مي‌پريد و شيون كنان بر سرش مي‌نشست و به درد مي‌ناليد و بر او مرثيه مي‌گفت، هنگامي كه دو فرزند خويش _ كه آنان را بر قربانگاه آورده بود _ به خاك افتادند، باز همه‌ي چشم ها به خيمه‌ي زينب دوخته شد، اما خيمه اين بار ساكت ماند.حتي صداي پاي اشكي بر گونه‌اي بر نخاست!

در زنجير اسارت و در بازگشت از قتلگاه همه‌ي خاندانش، فريادهاي علي وارش بر سر شهرهاي دژخيمان و كاخ هاي جلادان ، هنوز در گوش تاريخ طنين افكن است و زمين را در زير پاي ستمكاران مي لرزاند.

                                                       «نيايش«

                                                                « دكتر شريعتي»

 

پي نوشت 1:ميلاد حضرت زينب، پيامبر انقلاب حسين،مبارك!

پي نوشت 2: زينب براي ما زيباترين و برترين الگوست. اما همچون ساير الگوهاي مذهبي مان ناشناخته و غريب مانده است!

+ نوشته شده در چهارشنبه 9 اردیبهشت1388ساعت 9:16 توسط زلال |